الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

262

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نداشته باشد ، ولى من از شما مىخواهم كه ) مرا با سخنان زيباى خود به جهت اينكه در برابر خداوند و نزد شما از ترس مسئوليّت الهى حقوقتان را ادا كرده‌ام نستاييد ( چرا كه ) هنوز از اداى آنها به طور كامل فراغت نيافته‌ام و واجباتى كه بر عهده دارم كاملا به مرحلهء اجرا در نيامده است » ؛ ( و ربّما استحلى النّاس الثّناء بعد البلاء ، فلا تثنوا عليّ بجميل ثناء ، لإخراجي نفسي إلى اللّه سبحانه و إليكم من التّقيّة في حقوق لم أفرغ من أدائها ، و فرائض لابدّ من إمضائها ) . در نسخهء موجود در متن بالا « و إليكم من التّقيّة » آمده است كه اشاره به خداترسى امام عليه السّلام در طريق اداى حقوق مردم است ؛ ولى در بعضى از نسخ نهج البلاغه و همچنين در متن كافى « بقيّه » آمده است كه مفهومش اين است : هنوز بقايايى از حقوق شما بر من باقى مانده كه بايد در اداى آن بكوشم . امام عليه السّلام در اين عبارت نهايت بزرگوارى خود را نشان داده ، از يك‌سو بىاعتنايى به ثناخوانى و از سوى ديگر نهايت خضوع در برابر پروردگار و از سوى سوم ، اعتراف به عدم اداى حقوق به طور كامل را بيان مىكند ، چيزى كه در كمتر پيشوايى در طول تاريخ مىتوان يافت . نكته‌ها 1 . مدح و ثناخوانى مدح و تمجيد و ثناخوانى نسبت به ديگران بر دو گونه است : گونه‌اى از آن مثبت و سازنده و سبب دلگرمى خادمان و يأس خائنان و پيشرفت جامعه است . بخش ديگرى سبب تخريب و عقب افتادگى و تقويت شوكت ظالمان است . قسم اوّل داراى سه شرط است : نخست اينكه « مدح من يستحقّ المدح ؛ آن كس كه سزاوار مدح و ثناست ، مدح و ستايش شود » . شرط دوم اين است كه مدح از حدّ تجاوز نكند . شرط سوم اينكه هدف گوينده تقرّب به شخص ممدوح و